مقدمه:

پژوهش کیفی در تعلیم و تربیت، ریشه در رشته های متعددی دارد. این رشته ها نه تنها شامل علوم اجتماعی مانند مردم شناسی، جامعه شناسی و روانشناسی است، بلکه علوم انسانی مانند هنر، ادبیات و فلسفه و حتی تحقیق های بین رشته ای را نیز در بر می گیرد. برخی از پژوهشگران کیفی نیز تحت تأثیر رویکرد مابعد تجدید[1] بوده اند که در سالیان اخیر مطرح شده است. مابعد تجدد گرایی، انجام پژوهش در چهارچوب و ضوابط از قبل تعیین شده یا متعارف و مرسوم را در تلاش علمی مردود می شمارد و آن را منعکس کننده ی ساختار مستحکم قدرت مربوط به تشکیلات پژوهش حرفه ای می داند. ایولین جاکوب[2] سنت پژوهشی را چنین تعریف می کند :« گروهی از دانشمندان که در مورد ماهیت جهانی که به آزمون آن می پردازند، سوال ها و مسائلی که باید به مطالعه ی آنها پرداخت و فنون موجه برای جستجوی راه حل ها با یکدیگر توافق دارند». برای فهم این تعریف، سنت پژوهشی قوم نگاری را توضیح می دهیم؛ پژوهشگرانی که در این سنت پژوهشی به کار می پردازند، به ماهیت فرهنگ و چگونگی کارکرد آن علاقه مندند و روش های خاصی را برای دنبال کردن تحقیقات خود فراهم می آورند. پژوهش آنان، مجموعه ای از دانش درباره ی جنبه های مختلف فرهنگ، از جمله فرهنگ مدارس و نقش تعلیم و تربیت در فرهنگ های مختلف جهان به وجود آورده است. قوم نگارانی که این دانش را به وجود آورده اند، علاقه مشترکی به پدیده ها، روش های تحقیق و مفاهیم نظری خاصی دارند(گال و همکاران،1387).

پژوهشگران سنت های پژوهشی را به سه  دسته عمده تقسیم تقسیم کرده اند؛ سنت های موجود در هر طبقه، از این جهت به هم مربوطند که به مطالعه ی پدیده های مشابه می پردازند. این سنت ها عبارتند از:

دسته اول: بر فهم ماهیت تجربه ی زیستی تاکید دارند.

دسته دوم: بر فهم پدیده های فرهنگی و اجتماعی نظر دارند.  

دسته سوم: بر فهم زبان و پدیده های ارتباطی توجه دارند(گال و همکاران،1387).

پژوهش قوم نگاری به طور سنتی با انسان شناسی همبسته است. پژوهش قوم نگاری گاه با نام های دیگری مانند «پژوهش میدانی»[3] یا«پژوهش کیفی»[4] نیز به کار می رود(خوی نژاد،1385؛ دلاور،1387) واژه قوم نگاری هم به فرایند پژوهش اطلاق می شود، هم به محصول فرایند. محصول عبارت است از گزارش نوشته شده، یعنی قوم نگاری آنچه مورد بررسی قرار گرفته است. واژه ی «قوم نگاری» از انسان شناسی ناشی شده است. در فرهنگ انگلیسی رندم هاوز قوم نگاری چنین تعریف شده است:« شاخه ای از انسان شناسی که با توصیف علمی فرهنگ ها سرو کار دارد». فرایند پژوهش قوم نگاری عبارت است از:« فرایند فراهم آوردن توصیف های علمی از نظام ها، فرایندها و پدیده های تربیتی در موقعیت های خاص آنها»(خوی نژاد،1385 ؛دلاور،1387). قوم نگاری مستلزم پژوهش دست اول و عمیق در ویژگی های یک فرهنگ معین و الگوهای موجود در آن ویژگی هاست(گال و همکاران،1387).

مردم نگاری، به ساده ترین مفهوم آن، مستلزم این است که پژوهشگر شیوه ی زندگی یک گروه از مردم را توصیف کند. این گروه،ممکن است بزرگ باشد و کل اجتماع یک شهر یا یک سازمان را در بر گیرد و یا کاملا کوچک باشد، نظیر کارکنان یک بخش سازمان، نوجوانان سر خیابان یا گروهی از دانش آموزان. منظور از چنین بررسی، توصیف فرهنگ و سبک زندگی گروهی از مردم به شیوه ای است که تا آنجا که ممکن است با برداشت خود آنها از زندگی شان سازگاری داشته باشد. برخلاف پژوهش هایی که با روش بررسی اجتماعی آماری انجام می گیرند، در اینجا هدف یافتن علت و ها و تبیین ها نیست بلکه بیشتر« توصیف واقعیت ها» است(دانایی فرد و همکاران،1388).

نوبیو شیماهارا در پژوهش قوم نگارانه، سه ویژگی عمده شناسایی کرده است. ویژگی اول، ناظر بر تأکیدی است که بر کشف الگوهای فرهنگی موجود در رفتار آدمی می شود. از این رو، قوم نگاران درباره ی اعضای یک فرهنگ به پژوهش می پردازند تا معین کنند که چگونه رفتار آنها نشان دهنده ی ارزش ها، عقاید، آداب، امور ممنوع(محرمات) و سایر جنبه هایی است که معمولا در فرهنگ آنها دیده می شود. بنابراین علاقه ی قوم نگار، در درجه ی نخست، نه بر ویژگی های اختصاصی افراد، بلکه مبتنی بر امور مشترک میان آنهاست. قوم نگاران هر فرد را به منزله ی یک سند در نظر می گیرند که اطلاعاتی درباره ی یک فرهنگ کلان به دست می دهد.

ویژگی دوم پژوهش قوم نگارانه، تأکید بر دیدگاه اختصاصی اعضای هر فرهنگ است. دیدگاه اختصاصی، مستلزم تحقیق درباره افراد به منظور تعیین این نکته است که خود آنها چگونه واقعیت را تعریف و چگونه حوادث را تجربه می کنند. بنابراین، تأکید بر توصیف یک فرهنگ است، آن گونه که اعضای آن بدان می نگرند.

ویژگی سوم پژوهش قوم نگارانه، تأکید بر مطالعه ی محیط های طبیعی است که فرهنگ در آن متجلی شده است. قوم نگاران عموما از وارد کردن هر گونه موقعیت مصنوعی در محیط خودداری می کنند. برای مثال اگر به پژوهش در مورد کلاس یک معلم به عنوان خرده فرهنگ پرداخته باشند، به دقت رفتار معلم، دانش آموزان و هر شخص دیگر در کلاس را مورد توجه قرار می دهند؛ سپس این رفتار را به محیط فیزیکی کلاس (مانند میز و صندلی، تزئین دیوارها و سیستم صوتی) و سایر محیط های مربوط (مانند زمین بازی، زبان معلم و دفتر مشاور مدرسه) مرتبط خواهند نمود(گال و همکاران،1387).

فرهنگ، مفهوم محوری پژوهش قوم نگارانه   است. قوم نگاران فرض می کنند آنچه انسان ها را به عنوان نوعی از موجودات، بی   نظیر می گرداند، تأثیر فرهنگ در زندگی آنهاست و این که مهمترین تفات میان گروه   های مردم، فرهنگ آنهاست(گال و همکاران،1387).

 

ماهیت طبیعت گرایانه

پژوهش قوم نگاری در موقعیت های طبیعی مانند کلاس درس، مدرسه، دانشکده، یا در برخی از گردهمایی های طبیعی افراد صورت می گیرد. پژوهشگر موارد را همان طور که به طور طبیعی اتفاق می افتد مشاهده می کند.دستکاری متغیرها، شبیه سازی، یا تحمیل خارجی ساختاری بر موقعیت وجود ندارد. ویژگی «توجیه زمینه ای» یا «بافت گرایی»[5] همگام با پژوهش قوم نگاری است که مستلزم تفسیر همه داده ها فقط در زمینه موقعیت یا محیطی است که در آن گردآوری شده اند. اگر چه همه پژوهش های تربیتی تا حدی دارای تاکید زمینه ای است، پژوهش قوم نگاری احتمالا بیش از دیگر رویکردها نسبت به زمینه حساس است. این مساله در قابلیت تعمیم نتایج پژوهش دلالت هایی را ایجاب خواهد کرد. پژوهشگران قوم نگار، اغلب نگران تعمیم پذیری نیستند. از نظر آنان توصیف دقیق و کافی موقعیت مورد بررسی مهمتر است(خوی نژاد،1385؛دلاور،1387). 

ماهیت کیفی

تحقیق قوم شناسی در پیوستار کمی- کیفی پژوهش، در انتهای کیفی قرار دارد. با وجود این نباید استنباط شود که در این روش فقط اطلاعات کیفی به کار می رود، بلکه با توجه به هدف تحقیق امکان استفاده از اطلاعات کمی نیز وجود دارد. در این روش، یک رویکرد کیفی- پدیدار شناختی[6] به کار گرفته می شود.

پدیدار شناسی ،علم مطالعه پدیده هاست و بر توصیف و تفسیر دقیق پدیده ها در تمام حوزه های تجربی [7]تاکید دارد. پدیدار شناسان فرض نمی کنند که معنای موضوع مورد مشاهده را از دیدگاه افراد دیگر می دانند، بلکه آنها بر موارد ذهنی رفتار انسان ها تاکید دارند. بنابراین به جای طبقه بندی کردن رفتارهای مورد مشاهده، قوم شناسی سعی دارد تا معنای رفتار را از دیدگاه افراد مورد پژوهش دریابد. چنین شناختی مستلزم معنا بخشیدن به رفتار فرد در قالب اصطلاحات کیفی است(دلاور،1387). 

دیدگاه کل نگر و عمومی

پژوهش قوم نگاری تا آنجا پیش می رود که فرضیه ها پس از جمع آوری داده ها مطرح می شوند. پژوهشگر قوم نگاری تلاش می کند تا به اندیشه ها یا تصورات قبلی که ممکن است به نحو نامطلوبی در تفسیر آنچه مشاهده شده اثر بگذارد توجه نکند. پژوهشگر به کل زمینه و بافت موضوع توجه دارد؛ بنابراین، به جای توجه به موارد ریز و موضوعات کوچک یک دیدگاه کل نگررا به خود  می گیرد. با چنین رویکرد عمومی و کل نگری، پژوهش قوم نگاری غالبا از یک مبنای نظری قوی ناشی نشده، و به آزمودن نظریه ها نیز توجه ندارد. (خوی نژاد،1385؛دلاور،1387).

پژوهش قوم نگاری دیدگاهی کل نگر و عمومی   دارد. فرضیه ها به احتمال زیاد به جای اینکه پیش از شروع پژوهش تدوین شود از   داده ها به دست می آید.نظریه ها فقط هنگامی مورد توجه قرار می گیرد که متناسب و   مربوط به نظر آید(خوی نژاد،1385).

 

نمونه ای از تحقیقات قوم نگاری در تعلیم و تربیت

1

2

3

4

5

6

7

8

زندگی در کلاس درس شهری

نحوه تصمیم گیری ها در دبیرستان شهری

زندگی دانشجویی در دانشکده حقوق

روابط دانش آموزان در مدارس

گرایش های نژادی کودکان در دبستان مختلط   نژادی

الگوهای تعاملی میان آموزگاران دبستان   خصوصی

آموزش نوشتن در دبستان

اجتماعی شدن در دبیرستان روستایی(خوی   نژاد،1385).

 

دیدگاهها، رفتار افرادو گروهها را هدایت می کند. در پژوهش قوم نگاری معمولا دیدگاههای گروهی بررسی می شود. پژوهش قوم نگاری برای درک سازمان یا بخشی از آن از درون به سوی بیرون صورت می گیرد؛ یعنی پژوهشگر با دیدگاههای یک یا چند گروه تعریف شده شروع می کند و از آنها برای توصیف یک یا چند فرهنگ استفاده می نماید(خوی نژاد،1385).

یک مسأله ی اساسی از نظر قوم نگاران   تعلیم تربیت، در این سوال ملاحظه می شود که آیا بهتر است یادگیری را در درجه ی   نخست، به منزله ی فرایند انتقال فرهنگ نگریست یا اکتساب فرهنگ؟ پژوهش در مورد   اکتساب فرهنگ براین مطلب تأکید می کند که چگونه افراد، خود در پی آن می روند که   به اکتساب یا خودداری از اکتساب مفاهیم، ارزش ها، مهارت ها و رفتارهایی بپردازند   که در فرهنگ مشترک منعکس شده است. در مقابل، پژوهش در مورد انتقال فرهنگ بر این   مطلب تأکید می کند که چگونه ساختار کلان اجتماعی، از روی عمد در زندگی افراد   مداخله می کند تا یادگیری مفاهیم، ارزش ها، مهارت ها یا رفتارهای خاصی را تسهیل   یا در مواردی مختل کند(گال و همکاران،1387).  

 

فرایند پژوهش قوم نگاری

فرایند پژوهش قوم نگاری فرایند یکپارچه است که در آن شیوه ها و مراحل به طور همزمان انجام می شود. فعالیت های فرایند پژوهش قوم نگاری در شکل زیر آورده شده است. روی هم قرار گرفتن فعالیت ها در شکل مذکور بیانگر اشتراک و همزمانی اجرای آنهاست.

 

             

   
   

 

   

                                     جمع     آوری داده ها(مشاهده،

   

                                 مصاحبه، و     بررسی منابع دیگر)

   
   

         

   
   

شناسایی     آزمودنی ها

   
   

         

   
   

 

   

                تدوین فرضه

   
   

         

   
   

شناسایی     پدیده های مورد بررسی

   

تدوین     مساله های از پیش تعیین شده

   
   

         

   
   

 

   

                   تجزیه و تحلیل

   
   

         

   
   

                       استنتاج

   
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انواع روش های جمع آوری اطلاعات در پژوهش های قوم نگاری

1-     مشاهده : مشاهده کنندگان صرف نظر از نقشی که ایفا می کنند، سعی دارند که تا آنجا که ممکن است بدون تعصب باشند، به نحوی که خود را درگیر فعالیت های معمولی و روزانه نسازند. بخش عمده ای از مشاهده به عقیده ی زمینه گرایی مربوط می شود، به این معنی که برای درک رفتار، مشاهده کننده باید زمینه های فکری و واکنش افراد را درک کند. مشاهده بر سه نوع است.

الف) مشاهده کننده ی فعال[8] (فردی است که فرض می کند نقش یک آزمودنی را بر عهده گرفته است).

ب) مشاهده کننده ی ممتاز[9] (در این نوع مشاهده، مشاهده کننده به عنوان یک آزمودنی فرض نمی شود اما به منظور اجرای تحقیق پذیرفته ست که متناسب با شرایط تحقیق فعالیت کند).

ج) مشاهده کننده ی محدود شده[10] (وقتی که در جمع آوری اطلاعات با محدودیت روبرو هستیم، ناچار از مشاهده کننده ی محدود شده استفاده می کنیم).

2-      مصاحبه: مصاحبه ممکن است کاملا غیر رسمی و تصادفی، یا دارای ساخت کاملا منظمی باشد. مصاحبه غیر رسمی زمانی استفاده می شود که در طول مشاهده موقعیت یا شرایط خاصی به خودی خود بوجود آید. مصاحبه با خبرگان راهنما[11]روشی است که از انسان شناسی گرفته شده است. ولکات مفهوم خبره را چنین تعریف کرده است: فردی که برای او به میزان قابل توجهی سرمایه گذاری می شود، به ین دلیل که از نظر موضوع مورد مطالعه فرد موجهی است. مصاحبه های رسمی و از پیش تنظیم شده یا ساختاری را می توان با سوال های از پیش تعریف شده انجام داد. 

3-     مثلث سازی[12]: مثلث سازی بخشی از فرآیند جمع آوری اطلاعات است که در آن تلفیق دو یا چند روش یا منبع انجام می گیرد. این روش ضرورتا یک شیوه برای اعتبار بخشی[13] کیفی است. به طور اساسی مثلث سازی فرایندی است که از طریق آن کارایی اطلاعات مورد ارزشیابی قرار می گیرد. در صورتی که اطلاعات بی ثباتی یا فاقد همگرایی باشند، فرآیند مثلث سازی به کار برده شده دارای کارایی نخواهد بود(دلاور،1387).      

پژوهش قوم نگاری شامل انواع شیوه های جمع   آوری داده هاست، ولی شیوه اصلی مشاهده است. مشاهده در پژوهش های قوم نگاری مداوم   و کامل و غیر ساختاری است.

 

ویژگی های اساسی قومیت شناسی

شش ویژگی عمده که سه تا اولی با سایر پژوهش های کیفی مشترک هستند عبارتند از:

1-     پژوهشگر به منزله ی ابزار تحقیق

2-     کار میدانی

3-     چرخه ی جمع آوری اطلاعات و تحلیل آن

و این سه که خاص پژوهش های قومیت شناسی است:

4-     فرهنگ محوری

5-     ژرف کاوی

6-     بازتاب(ادیب حاج باقری و همکاران،1390).

پایایی و روایی پژوهش قوم نگارانه

پایایی پژوهش مشتمل بر میزان قابلیت   تکرار پژوهش هاست. روایی پژوهش مشتمل بر تفسیر نتایج پژهش با اطمینان و قابلیت   تعمیم نتایج است. قابلیت اطمینان «روایی درونی» و قابلیت تعمیم «روایی بیرونی»   نامیده می شود .

پایایی: پایایی درونی مشتمل بر میزان توجه به پژوهشگران به داده های مشترک و میزان همسانی سازه ها در مقایسه با یکدیگر است. چون پژوهش قوم نگاری در موقعیت های طبیعی انجام می شود و اغلب بر فرایندها متمرکز است، مشکلات ناشی از تکرار اجتناب ناپذیر است؛ پژوهشگر قوم نگار ممکن است مطالعه را با همان دقتی که در طرح های پژوهشی دیگر وجود دارد آغاز کند، ولی زمینه پژوهش و مسأله کلی مورد نظر باید تا حد امکان مشخص شده باشد... توصیف گسترده ای که در پژوهش قوم نگاری مورد استفاده است در پایایی درونی امتیاز محسوب می شود. اگر به نظر برسد که عدم توافقی از نظر مشاهده گران وجود دارد، می توان منابع عدم توافق را در توصیف انجام شده مشخص کرد. اگر مشاهده گران با هم توافق ندارند باید فرصتی برای بحث درباره حل عدم توافق وجود داشته باشد. در پایایی بیرونی بیرونی صحبت از درجات است و برخی بر این باورند که هیچ چیزی دقیقاً تکرار نمی شود. بسیاری از پژوهشگران قوم نگار به این نکته که مطالعات آنها قابل تکرار است یا خیر توجهی ندارند؛ اما چون شیوه های قوم نگاری متنوع است و با درجات گوناگونی از پیشرفتگی کاربرد دارد، پژوهشگر قوم نگار باید، به ویژه در توصیف روش شناختی پژوهش، همه جانبه نگر باشد. استفاده از توصیف های مختصر و سپس ادعای اینکه جمع آوری داده ها و تحلیل آنها با دقت انجام شده است کافی نیست(خوی نژاد،1385).

روایی درونی: در طرح های آزمایشی، متغیر های نامربوط، از طریق گمارش تصادفی کنترل می گردد. چون پژوهش قوم نگاری در موقعیت های طبیعی انجام می شود، این نوع کنترل در آن وجود ندارد(پژوهش در صورتی به طور طبیعی انجام می شود که بدون واکنش و غیر ساختگی باشد و تأثیر مشاهده گر در آن در حداقل باشد). تحقیقات پژوهشی قوم نگاری معمولاً به دوره زمانی طولانی نیاز دارد که احتمال تأثیر متغیرهای نامربوط را افزایش می دهد. هیچ زمان مشخص شده ای برای پژوهش های قوم نگاری وجود ندارد. طول زمان لازم برای تحقیق خاص به میزان و پیچیدگی پدیده مورد بررسی بستگی دارد. به طور خلاصه، استقرار روایی درونی فرایندی است که هم مستلزم استقراست و هم قیاس؛ پژوهشگر به طور منظم از طریق علل احتمالی داده های استدلال می کند. روایی بیرونی ممکن است با تحقیقات چند موقعیتی تقویت شود. اگر به نظر برسد پدیده ای در خلال تعدادی تحقیق همسانی دارد، تعمیم پذیری آن افزایش می یابد. حتی اگر در پدیده عدم همسانی وجود داشته باشد با بررسی تفاوت های بین موقعیت ها، محدودیت ها یا شرایط تعمیم پذیری مشخص می گردد. به طور مسلم تمام تحقیقات قوم نگاری در تعلیم تربیت نمی تواند چند موقعیتی باشد. در واقع، به ندرت چنین چیزی ممکن است؛ اما از طریق افزودن تغییر به بافت و زمینه همان تحقیق می توان روایی بیرونی را بهبود بخشید؛ برای مثال، اگر آموزش نوشتن در مدارس ابتدائی موضوع تحقیق است، ضمیمه کردن دو یا چند کلاس ابتدائی به همان پژوهش روایی بیرونی را بهبود می بخشد(خوی نژاد،1385).  

نقاط قوت و ضعف قوم نگاری

هیچ سنت پژوهشی دیگری، برای تحقیق در مورد پدیده ی پیچیده ای که فرهنگ نامیده می شود به قوت قوم نگاری نیست. جهت گیری کل نگر آن، پژوهشگر ماهر را قادر می سازد تا عناصر مختلف یک فرهنگ را مشخص کند و آنها در الگوهای منسجمی وارد سازد. توصیف این الگوها، روزهایی را برای قرائت فرهنگ فراهم می آورد.

اما این روش نقاط ضعفی نیز دارد که عبارتند از: جایگاه قوم نگاری به عنوان یک علم. (قوم نگاران عموما دیدگاه اختصاصی افراد را مورد توجه قرار می دهند و این بدان معناست که از برداشت ها و مقوله های زبانی خود اعضای فرهنگ بهره گیری می شود؛ اما این دیدگاه مبنایی برای کشف قوانین زندگی اجتماعی فراهم نمی آورد). مسئله دیگر این است که آیا قوم نگاری باید به مانند هدف علوم طبیعی، به دنبال فراهم آوردن قوانین کلی باشد یا به پیروی از هدف علوم انسانی شناخت موردهای یگانه و خاص را جستجو کند. مسئله دیگر به اعتبار گزارش یافته های قوم نگارانه مربوط می شود. (منتقدان استدلال می کنند که گزارش های قوم نگارانه، نشان دهنده ی نوعی از نگارش است که نظم خاصی را به پدیده های فرهنگی تحمیل می کند؛ نظمی که ممکن است بازتاب دقیقی از فرهنگ مورد نظر نباشد). (گال و همکاران،1387).

 

 

 

 

سنت های پژوهش کیفی بر حسب پدیده های مورد تحقیق

نوع

سنت پژوهشی

حیطه های تحقیق

 تجربه ی زیسته

1.روانشناسی شناختی

ساختارها و فرایندهای ذهنی که از سوی افراد در موقعیت های   مختلف مورد استفاده قرار می گیرد.

2.تاریخچه   ی زندگی

تجربه   های زندگی افراد از دیدگاه های آنان

3. پدیدار نگاری

درک افراد از واقعیت

4.   پدیدار شناسی

واقعیت،   آن گونه که بر افراد جلوه گر می شود.

 جامعه و فرهنگ

1.مطالعات فرهنگی

روابط ظالمانه قدرت در یک فرهنگ

2.   پژهش ضمن عمل رهایی بخش

تلاش   های دست اندرکاران برای تأمل در خویشتن جهت بهبود عقلانیت و عدالت در کار خویش

3. قوم نگاری

مشخصات و الگوی خاص یک فرهنگ

4.   روش شناسی قومی

قواعدی   که مبنای تعامل های اجتماعی روزمره است

5. تحلیل ساختار وقایع

ساختار منطقی رخدادهای اجتماعی

6.   دیدگاه تعامل نمادین

تأثیر   تعامل های اجتماعی بر ساختارهای اجتماعی و هویت شخصی افراد

 زبان و ارتباط

1.تحلیل محتوای قوم نگارانه

محتوای ندارک در دیدگاه فرهنگی

2.   قوم نگاری ارتباط

چگونه   اعضای یک گروه فرهنگی، گفتار را در حیات اجتماعی خود مورد استفاده قرار می دهند

3. قوم شناسی

نظام معنایی یک فرهنگ

4.   دیدگاه هرمنوتیک

فرایندی   که افراد به وسیله آن به معنای یک متن راه می یابند

5. تحلیل حکایی

بازنمودها و تبیین های سازمان یافته از تجربه ی آدمی

6. نشانه   شناسی

علایم   و معناهایی که آنها انتقال می دهند

7. ساختارگرائی

خصایص نظامدار زبان، متن و پدیده های دیگر

 



[1] postmodern

[2] Evelyn jacob

[3] Field research

[4] Qualitative research

[5] contextualization

[6] Qualitative- phenomenological

[7] experience

[8] Active observer

[9] Privileged observer

[10] Limited observer

[11] Key informant

[12] triangulaion

[13] Cross- validation